خرید بک لینک
باید دستمو بذارم رو زانوم و یا علی بگم و پاشمنباید ببازم خودمونباید خودمو بازنده نشون بدم ، این دنیا هنوز خیلیش موندههنوز روزهای خوبش موندهاتفاقای خوبش موندهخنده های و قهقه های زیادی تو راهحال خوبه زی

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

براتون بگم از حالم ؟امروز رفتم ازمایش خون دادم خخخخ دیگه از امپول و سرنگ و اینچیزا نمیترسم کسی که واسه خودش امپول بزنه دیگه نباید ترسی داشته باشه :-)از امروز میخوام دیگه مثل سابق هیچی نخورم ، هله هول

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

من اینجا دوست ندارم ردی و نشونی از خودم بنویسم

دلم میخواد راحت بنویسم

ولی دوستانی که اینجا رو میخونید میشه اسم شهرایی که توش ساکن هستید رو بنویسید برام ؟

شاید همشهری باشیم :-)

کامنتی برای این پست تایید نمیشه .

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

اکثرا کسایی که مخاطب هستن از شمال کشورن

لب دریا و جنگل و ... لذت ببرید

غزل جون شما که نزدیکی به امام رضا هر وقت رفتی به یاد منم باش :-)

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

امروز رفتم پیش دکترخداروشکر جواب ازمایشم نرمال بود و امپول ها مشکلی واسمپیش نیاوردناین دکتر اصلا اعصاب نداره سوال که ازش میپرسم خیلی مبهم جواب میده اصلا متوجه حرفاش نمیشم من پول میدم که واسم وقت بذا

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

کلاس های دانشگام شروع شده و دیگه سرم گرم دانشگاه و درس هست

حالم خوبه و تنها چیزی که بیماریم رو بر می گردونه کاکایو لعنتی هست :-/

نمیدونم از چی بنویسم

موضوع بدید بنویسم خخخخخخخ

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

نوشته بود دردی رو که تجربه نکردی مسخره نکن ..درد هر کسی برای خودش بزرگه ! بیمارستان ها پر از مریض های جور وا جور ، جایی که هیچ وقت خالی نمیمونه و مدام پر و خالی میشه از کسانی که پر از درد و رنج هستند

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

زخم های من چرا یکی یکی دارن بر می گردن ؟

مگه دکتر نگفت خوبه خوب میشم ؟

پس این چه وضعشه ؟

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

امروز یک اقایی رو دیدم که همدرد من بودخیلی بیماریش شدید بود ، حتی تمام مفاصل بدنش رو درگیر کرده بودزخم هاش رو که دیدم خیلی بد بود ، خیلی زیاد .. بیچاره دیگه ولش کرده بود بیماریشو ، میگفت گاهی که میخا

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

زخم صورتم و دستم کااااااامل رفت !خدایای شکرت :-))دیروز داشتم به مادرم میگفتم دو ماه پیش فقط میگفتم خدایا کاش فقط مریضیم خوب بشه دیگه هیچی ازت نمیخوامدرسته خوب نشدم و به لطف امپولا فعلا خوبمم اما ادمیز

برچسب: نویسنده: علی رادمنش تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 23:36

صفحه بندی